سلام ...امروز ،امروز تولد یک سالگی این وبلاگه...یه سال گذشت!!!!!! به نظرت زود گذشت؟؟؟؟

یادش بخیر دقیقا 14  فروردین 1386 ، هنوز اون لحظه که اولین پست این وبلاگو مینوشتم و اشک توی چشمام بود و ذهنم پر از سوال بود جلوی چشامه ......

 

  

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

 

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

من مست چنانم که شنفتن نتوانم

 

با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار

گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم

 

دور از تو من سوخته در دامن شب ها

چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم

 

ای چشم  ِ سخن گوی، تو بشنو ز نگاهم

دارم سـخنی با تو و گـفـتـن نــتــوانـم .....

 

 

 

کودکی را میبینم که چه زیبا می خندد ، چه ساده پاسخ دوست داشتنمان را می دهد ، و چه ساده بازی می کند
اما ما چه سخت می خندیم...
و چه سخت جواب دوست داشتن ها را می دهیم....


 

نوشته شده توسط سرگردان در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 | لینک ثابت