تبليغاتX
 حرمت عاشقی

JavaScript Codes
JavaScript Codes

حرمت عاشقی

...جایی هست که جز تو هیچکس نمی تواند آن را پر کند ...

یادت میاد اشکی که تو چشام بود حس غریبی که توی نگات بود.....

 

 

می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
...

 

دلم برات تنگ شده ، چاره ای نیست ...


 

نوشته شده توسط سرگردان در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 | لینک ثابت


هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم مال ما شه ....

وقت رفتن نمي خوام ببينمت

مي دونم ببينمت كم ميارم

اگه يك لحظه فقط نگام كني

دلمو پشت سرم جا ميذارم

اگه خونسرده نگام به دل نگير

دل تو يه روز ازم خسته مي شه

اگه اسممو فقط صدا كني

راه رفتن واسه من بسته مي شه

وقت رفتن نبايد گريه كني

اينجوري دلم برات تنگ نمي شه

مي دونم هرجاي دنيا كه باشم

تو دلم عشق تو كمرنگ نمي شه....

 


 

نوشته شده توسط سرگردان در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 | لینک ثابت