تبليغاتX
 حرمت عاشقی

JavaScript Codes
JavaScript Codes

حرمت عاشقی

...جایی هست که جز تو هیچکس نمی تواند آن را پر کند ...

دوست داشتم الان اینجا بودم......و تو میومدی پیشم......


 

نوشته شده توسط سرگردان در شنبه سی ام تیر 1386 | لینک ثابت


دل نوشته های من ......

 

مسعود عزیزم .....

 

هیچ شمرده ای روزهائی راکه بی تو گذرانده ام . هیچ به خاطرآورده ای لحظه هایی را که به امید دیدنت چه سر سختانه و چه صبورانه به انتظار نشسته ام

فاصله ها هم حکایت گر عشقند. همچنان که فرهاد درپس فاصله ها جان داد و مجنون مجنون شد.

 

 

مسعود عزیزم......

اسارت در قفس تنگ سینه ات آنچنان زیباست که شوق پریدن را از یادم میبرد.

 

 

و .. مسعود عزیزم.....

     توهمانی که عشق را برایم به ارمغان می آوری...

 


 

نوشته شده توسط سرگردان در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 | لینک ثابت


روی سجاده ی احساس تو جان می گیرم.

من از این فاصله ها دلگیرم.

بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم.

دیر سالی است که می خواهم از این جا بروم

ولی انگار که بر قلب زمین زنجیرم.

مثل این است که من با همه ی هق هق خود

روی سجاده ی احساس تو جان می گیرم.


 

نوشته شده توسط سرگردان در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 | لینک ثابت


باز می نویسم برای تو که دنیا دنیا دوستت دارم....

شايد يه کسي شبها براي اينکه  خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه !! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه !! مطمِئن باش يکي هست که شبها بخاطر تو، تو دريايي از اشک ميخوابه !!


 

نوشته شده توسط سرگردان در دوشنبه یازدهم تیر 1386 | لینک ثابت


عزیزم فردا......امیدوارم موفق باشی......

 

 

 


 

نوشته شده توسط سرگردان در چهارشنبه ششم تیر 1386 | لینک ثابت